درباره من

در آخرین روز تابستان ۱۳۶۴ با گریه‌ای گوش آزار پا به این دنیای خاکی گذارده‌ام. دارای شخصیتی آرام و کم حرف هستم، و دوستان زیادی اطرافم ندارنم. هرچند در کار خود سخت‌گیر و جدی هستم و تمام تلاش‌ام را می‌کنم تا وظیفه‌ام را به درستی و بی‌نقص انجام دهم، در دیگر جنبه‌های زندگی انعطاف پذیر بوده و قوانین و عرفیات را چندان جدی نمی‌گیرم.

به کتاب خواندن علاقه‌ی بسیار دارم. در کنار ادبیات جدی، گریزی هم به ادبیات فانتزی/تخیلی می‌زنم. در خانه‌ام تلویزیون ندارم. سرگرمی‌هایم شامل کتاب خواندن، گوش سپردن به انواع موسیقی، آشپزی، و یادگیری مطالب جدید می‌شود.

دوست دارم مسیرهای طولانی را پیاده طی کنم، به آرامی قدم بزنم و در کنار هیاهوی ماشین‌ها و عجله‌ی آدم‌ها، کمی احساس آرامش کنم.

همانند هر شخص دیگری، دنیای اطراف من به بخش‌های مختلفی تقسیم می‌شود، و هر کدام داستانی دارد.

دنیای تکنولوژی

از همان ابتدای نوجوانی علاقه‌ی زیادی به تکنولوژی داشتم. پیش از آنکه در اواسط سال ۱۳۷۷ دستانم با کلیدهای پلاستیکی کامپیوتر آشنا شود، خودم را با ساخت کیت‌های الکترونیکی و نوشتن برنامه با ماشین حساب‌های مهندسی سرگرم می‌کردم.

سر و کله زدن با ادوات الکترونیکی، یادگیری مفاهیم جدید، و نوشتن نرم‌افزار برایم لذت بخش است. برنامه‌نویسی، فعالیتی است که از آن لذتی بی‌نهایت می‌برم. زبان‌های مورد علاقه‌ام پایتون و ++C است. در کنار آن، تجربیاتی با جاوا، PHP، پرولوگ، و سی‌شارپ نیز داشته‌ام. دوست دارم تکنولوژی‌های مختلفی که در زمینه‌ی نرم‌افزار وجود دارند را بشناسم، و آنها را در نرم‌افزارهای خود به کار گیرم.

به واسطه‌ی کنجکاوی بسیاری که در این زمینه داشتم، در همان سال‌های اولیه با سیستم عامل گنو/لینوکس آشنا شده و شروع به استفاده از آن کردم. اولین توزیعی که به کار گرفتم Libranet بود (که هم اکنون دیگر وجود ندارد) و پس از آن از دبیان، و اوبونتو استفاده کرده‌ام.

آشنایی‌ام با فرهنگ نرم‌افزار آزاد تاثیر بسیاری بر این جنبه از زندگی‌ام نهاد. لذتی که در به اشتراک گذاشتن دانشم با دیگران چشیده‌ام در هیچ کجای دیگر یافت نمی‌شود. بخش بزرگی از دانش و تجربه‌ای که دارم را مدیون جوامع کاربری نرم‌افزار آزاد هستم، و همواره کوشیده‌ام تا من نیز آنچه می‌توانم به این جامعه هدیه کنم.

دنیای موسیقی

به لطف وجود مادرم که خود نوازنده/آهنگساز چیره دست ویلن است، از کودکی با موسیقی آشنا شده، و از همان اوایل نوجوانی شروع به نواختن پیانو نمودم. هر چند پس از دوره‌ی دانشجویی فرصت ادامه دادن نوازندگی را نیافتم، عشق موسیقی هرگز رهایم نکرد. تاثیری که موسیقی در برانگیختن احساساتم دارد با هیچ چیز دیگری قابل قیاس نیست.

به سبک‌های مختلف موسیقی گوش می‌سپرم. آنچه بیش از همه مرا تحت تاثیر قرار داده، موسیقی Jazz در شکل‌های گوناگون‌اش است. گروه‌ها و اشخاصی که کارهایشان را دوست می‌دارم انقدر زیاد هستند که نمی‌توانم تک‌تک‌شان را نام ببرم.

دنیای آشپزی

آشپزی برایم لذتی بی‌پایان دارد. هنگام آشپزی وجودم را آزاد می‌گذارم تا به دور از قوانین سخت‌گیرانه، هر آنچه می‌خواهد بکند. از در آمیختن مزه‌های مختلف، و آزمایش طعم‌ها گوناگون هیچ ابایی ندارم.

آنان که بر هر خوردنی نامی می‌نهند و خصوصیاتی بدان نسبت می‌دهند و هرگز هم غیر از آن نمی‌پسندند، حاصل دست مرا مورد پسند نمی‌یابند. دیگران دست‌پخت مرا متفاوت و جالب توجه می‌یابند.